خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر از عشق و جذبههای معنوی سخن میگوید. او از سعادت، عشق به خداوند، و رسیدن به حقیقت وجودی صحبت میکند. شاعر از مفاهیمی مانند معراج، عشق الهی، و فراتر رفتن از هستی و نیستی برای رسیدن به حقیقت استفاده میکند. همچنین، او به نقش شمس تبریزی به عنوان یک مرشد معنوی اشاره میکند.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند معراج و فراتر رفتن از هستی و نیستی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده و نامفهوم باشد.
غزل ۴۷۷ - ز آفتاب سعادت مرا شرابات است
زِ آفتابِ سَعادتْ مرا شَرابات است
که ذَرّههایِ تَنَم حَلْقهٔ خَرابات است ۱
صَلایِ چهرهٔ خورشیدِ ما که فردوس است
صَلایِ سایهٔ زُلْفینِ او که جَنّات است ۲
به آسْمان و زمینْ لُطْفِ ایتیا فرمود
که آسْمان و زمینْ مَستِ آن مُراعات است ۳
زِ هست و نیست بُرون است تَختگاهِ مَلِک
هزار ساله از آن سویِ نَفی و اثبات است ۴
هزار دَر زِ صَفا اَنْدَرونِ دلْ باز است
شِتاب کُن که زِ تأخیرها بَس آفات است ۵
حَیاتهایِ حَیات آفرین بُوَد آن جا
از آن که شاهِ حَقایِقْ نه شاهِ شَهْمات است ۶
زِ نَردبانِ درونْ هر نَفَس به مِعْراجَند
پیالههایِ پُر از خون نِگَر که آیات است ۷
در آن هوا که خداوندْ شَمسِ تبریزیست
نه لافِ چَرخهٔ چَرخ است و نی سَماوات است ۸
که ذَرّههایِ تَنَم حَلْقهٔ خَرابات است ۱
صَلایِ چهرهٔ خورشیدِ ما که فردوس است
صَلایِ سایهٔ زُلْفینِ او که جَنّات است ۲
به آسْمان و زمینْ لُطْفِ ایتیا فرمود
که آسْمان و زمینْ مَستِ آن مُراعات است ۳
زِ هست و نیست بُرون است تَختگاهِ مَلِک
هزار ساله از آن سویِ نَفی و اثبات است ۴
هزار دَر زِ صَفا اَنْدَرونِ دلْ باز است
شِتاب کُن که زِ تأخیرها بَس آفات است ۵
حَیاتهایِ حَیات آفرین بُوَد آن جا
از آن که شاهِ حَقایِقْ نه شاهِ شَهْمات است ۶
زِ نَردبانِ درونْ هر نَفَس به مِعْراجَند
پیالههایِ پُر از خون نِگَر که آیات است ۷
در آن هوا که خداوندْ شَمسِ تبریزیست
نه لافِ چَرخهٔ چَرخ است و نی سَماوات است ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۷۶ - بخند بر همه عالم که جای خنده تو راست
گوهر بعدی:غزل ۴۷۸ - وجود من به کف یار جز که ساغر نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.