خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر از عشق و جمال معشوق سخن میگوید و بیان میکند که همه چیز در جهان تحت تأثیر جمال و عشق معشوق قرار دارد. شاعر از عشق به عنوان نیرویی قدرتمند یاد میکند که حتی اهل دل و موجودات دیگر را تحت تأثیر قرار میدهد. همچنین، شاعر از جفا و وفای معشوق سخن میگوید و آن را به عنوان گنجی ارزشمند توصیف میکند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم پیچیدهتر ادبی و عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
غزل ۴۷۶ - بخند بر همه عالم که جای خنده تو راست
بِخَند بر همه عالَم که جایِ خنده تو راست
که بَندهٔ قَد و ابرویِ توست هر کَژ و راست ۱
فُتَد به پایِ تو دولَت نَهَد به پیشِ تو سَر
که آدمیّ و پَریْ در رَهِ تو بیسَر و پاست ۲
پَریرْ جانِ من از عشقْ سویِ گُلْشَن رفت
تو را ندید به گُلْشَن دَمی نِشَست و بِخاست ۳
بُرون دَوید زِ گُلْشَن چو آبْ سَجده کُنان
که جویبارِ سعادتْ که اصلِ جاست کجاست؟ ۴
چو اَهْلِ دلْ زِ دِلَم قِصّهٔ تو بِشْنیدند
زِ جُمله نَعْره بَرآمَد که مَستِ دِلْبَرِ ماست ۵
پس آدمیّ و پَریْ جمع گشت بر من و گفت
بِدِه زِ شرق نِشانها که این دَمَت چو صَباست ۶
جَفات نیز شِکَروارْ چاشْنی دارد
زِهی جَفا که دَرو صد هزار گنجِ وَفاست ۷
قَفا بِداد و سَفَر کرد شَمسِ تبریزی
بگو مرا تو که خورشید را چه رو و قَفاست؟ ۸
که بَندهٔ قَد و ابرویِ توست هر کَژ و راست ۱
فُتَد به پایِ تو دولَت نَهَد به پیشِ تو سَر
که آدمیّ و پَریْ در رَهِ تو بیسَر و پاست ۲
پَریرْ جانِ من از عشقْ سویِ گُلْشَن رفت
تو را ندید به گُلْشَن دَمی نِشَست و بِخاست ۳
بُرون دَوید زِ گُلْشَن چو آبْ سَجده کُنان
که جویبارِ سعادتْ که اصلِ جاست کجاست؟ ۴
چو اَهْلِ دلْ زِ دِلَم قِصّهٔ تو بِشْنیدند
زِ جُمله نَعْره بَرآمَد که مَستِ دِلْبَرِ ماست ۵
پس آدمیّ و پَریْ جمع گشت بر من و گفت
بِدِه زِ شرق نِشانها که این دَمَت چو صَباست ۶
جَفات نیز شِکَروارْ چاشْنی دارد
زِهی جَفا که دَرو صد هزار گنجِ وَفاست ۷
قَفا بِداد و سَفَر کرد شَمسِ تبریزی
بگو مرا تو که خورشید را چه رو و قَفاست؟ ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۷۵ - بیا که عاشق ماه است وزاختران پیداست
گوهر بعدی:غزل ۴۷۷ - ز آفتاب سعادت مرا شرابات است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.