خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از مخاطب میخواهد که روزی به آرامگاه او بیاید و با خطاب به او، یادآور غمهایش باشد. سپس شاعر از خاک آغشته به خون خود صدایی بلند میکند و مخاطب را به عنوان یوسف گمشدهی روزگارش خطاب میکند.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و غمگین است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند مرگ و غم ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
رباعی ۱۴۸۱ - روزیکه گذر کنی به خر پشتهٔ من
روزیکه گذر کنی به خر پشتهٔ من
بنشین و بگو که ای به غم کشتهٔ من ۱
تا بانگ زنم ز خاک آغشته به خون
کای یوسف روزگار و گمگشتهٔ من ۲
بنشین و بگو که ای به غم کشتهٔ من ۱
تا بانگ زنم ز خاک آغشته به خون
کای یوسف روزگار و گمگشتهٔ من ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۴۸۰ - رو درد گزین درد گزین درد گزین
گوهر بعدی:رباعی ۱۴۸۲ - زان خسرو جان تو مهر شاهی بستان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.