خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر بیان میکند که برای دوری از دردسرهای نگاه مردم، سعی کرده از دید آنها پنهان شود. سپس اشاره میکند که معشوق مانند خیالی در وجودش نفوذ کرده و اکنون از دید دیگران دورتر شدهاند.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و کنایههای ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
رباعی ۱۲۹۶ - گفتم که ز چشم خلق با دردسریم
گفتم که ز چشم خلق با دردسریم
تا زحمت خود ز چشم خلقان ببریم ۱
او در تن چون خیال من شد چو خیال
یعنی که ز چشمها کنون دورتریم ۲
تا زحمت خود ز چشم خلقان ببریم ۱
او در تن چون خیال من شد چو خیال
یعنی که ز چشمها کنون دورتریم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۲۹۵ - گفتم که دل از تو برکنم نتوانم
گوهر بعدی:رباعی ۱۲۹۷ - گفتم که مگر غمت بود درمانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.