خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر بیان میکند که نمیتواند دل از معشوق بکند یا بدون غم او زندگی کند و حتی اگر بخواهد عشق را فراموش کند، قادر به این کار نیست.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است.
رباعی ۱۲۹۵ - گفتم که دل از تو برکنم نتوانم
گفتم که دل از تو برکنم نتوانم
یا بیغم تو دمی زنم نتوانم ۱
گفتم که ز سر برون کنم سودایت
ای خواجه اگر مرد منم نتوانم ۲
یا بیغم تو دمی زنم نتوانم ۱
گفتم که ز سر برون کنم سودایت
ای خواجه اگر مرد منم نتوانم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۲۹۴ - گفتم سگ نفس را مگر پیر کنم
گوهر بعدی:رباعی ۱۲۹۶ - گفتم که ز چشم خلق با دردسریم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.