خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این متن بیان میکند که بدون آگاهی از حضور و تأثیر معشوق، روز و شب را با او گذرانده و تصور میکرده که مستقل است، در حالی که تمام وجودش تحت تأثیر معشوق بوده است.
مفاهیم عرفانی و عاشقانهی عمیق موجود در متن ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد و نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد.
رباعی ۱۲۴۱ - روزت بستودم و نمیدانستم
روزت بستودم و نمیدانستم
شب با تو غنودم و نمیدانستم ۱
ظن برده بدم به خود که من من بودم
من جمله تو بودم و نمیدانستم ۲
شب با تو غنودم و نمیدانستم ۱
ظن برده بدم به خود که من من بودم
من جمله تو بودم و نمیدانستم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۲۴۰ - رفتی و ز رفتن تو من خون گریم
گوهر بعدی:رباعی ۱۲۴۲ - روزی به خرابات تو می میخوردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.