خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این بیتها از عشق و جنون ناشی از آن سخن میگوید. او توصیف میکند که چگونه سودای معشوق او را به جنون کشانده و اشکهایش مانند موجهای خونی جاری شدهاند. تا نیمهشب، خیال معشوق به سراغش میآید و اگر چنین نمیشد، جانش از بدن خارج میشد.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و استعارههای شدید مانند 'موج خون' و 'جنون' است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب یا سنگین باشد. همچنین درک کامل این شعر نیاز به بلوغ عاطفی و شناخت ادبیات کلاسیک دارد.
رباعی ۱۰۴۰ - سودای توام در جنون میزد دوش
سودای توام در جنون میزد دوش
دریای دو چشم موج خون میزد دوش ۱
تا نیم شبی خیل خیالت برسید
ورنی جانم خیمه برون میزد دوش ۲
دریای دو چشم موج خون میزد دوش ۱
تا نیم شبی خیل خیالت برسید
ورنی جانم خیمه برون میزد دوش ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۰۳۹ - رفت آنکه نبود کس به خوبی یارش
گوهر بعدی:رباعی ۱۰۴۱ - سوگند بدان دل که شده است او پستش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.