خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، شاعر از یوسف و یعقوب و ایوب به عنوان نمادهای صبر و رنج یاد میکند و از معشوق میخواهد که از حال و روز او در فراق بپرسد. این شعر بیانگر درد هجران و اشتیاق به دیدار معشوق است.
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، درک کامل آن نیاز به آشنایی با ادبیات کهن و نمادهای آن دارد.
رباعی ۹۷۸ - ای یوسف جان ز حال یعقوب بپرس
ای یوسف جان ز حال یعقوب بپرس
وی جان کرم ز رنج ایوب بپرس ۱
وی جمله خوبان بر تو لعبتگان
حال ما را ز هجرنا خوب بپرس ۲
وی جان کرم ز رنج ایوب بپرس ۱
وی جمله خوبان بر تو لعبتگان
حال ما را ز هجرنا خوب بپرس ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۹۷۷ - از روز قیامت جهانسوز بترس
گوهر بعدی:رباعی ۹۷۹ - جانا صفت قدم ز ابروت بپرس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.