خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و فلسفی است که به موضوعاتی مانند عشق، همت بلند، تقدیر، و رابطهی انسان با خدا میپردازد. شاعر از مفاهیمی مانند عشق الهی، همت عالی، و نقش تقدیر در زندگی انسان سخن میگوید و تأکید میکند که همه چیز در جهان به ارادهی خداوند وابسته است.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که برای درک کامل آن، خواننده نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با مفاهیم دینی و ادبیات کلاسیک فارسی دارد. بنابراین، برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است.
غزل ۴۱۸ - سر مپیچان و مجنبان که کنون نوبت توست
سَر مَپیچان و مَجُنبان که کُنون نوبَتِ توست
بِسِتان جام و دَرآشامْ که آن شَربَتِ توست ۱
عَدَدِ ذَرّه دَرین جَوِّ هوا عُشّاقَند
طَرَب و حالَتِ ایشان مَدَدِ حالَتِ توست ۲
هَمِگی پَرده و پوشش زِ پِی باشِشِ توست
جَرَس و طَبْلِ رَحیلْ از جِهَتِ رِحْلَتِ توست ۳
هر کِه را هِمَّتِ عالی بُوَد و فکرِ بُلند
دانک آن هِمَّتِ عالی اثرِ هِمَّتِ توست ۴
فِکْرَتی کان نَبُوَد خاسته از طَبْع و دِماغ
نیست در عالَم اگر باشد آن فِکْرَتِ توست ۵
ای دلِ خسته زِ هِجْران و زِ اَسْبابِ دِگَر
هم از او جویْ دَوا را که وَلی نِعْمَتِ توست ۶
ز آن سوی کآمَد مِحْنَت هم ازان سوست دَوا
هم ازو شُبههٔ توست و هم از او حُجَّتِ توست ۷
هم خُمار از میْ آید هم از او دَفْعِ خُمار
هم از او عُسرَتِ توست و هم از او عِشْرَتِ توست ۸
بس که هر مُسْتمِعی را هَوَس و سوداییست
نه همه خَلْقِ خدا را صِفَت و فِطْرَتِ توست ۹
بِسِتان جام و دَرآشامْ که آن شَربَتِ توست ۱
عَدَدِ ذَرّه دَرین جَوِّ هوا عُشّاقَند
طَرَب و حالَتِ ایشان مَدَدِ حالَتِ توست ۲
هَمِگی پَرده و پوشش زِ پِی باشِشِ توست
جَرَس و طَبْلِ رَحیلْ از جِهَتِ رِحْلَتِ توست ۳
هر کِه را هِمَّتِ عالی بُوَد و فکرِ بُلند
دانک آن هِمَّتِ عالی اثرِ هِمَّتِ توست ۴
فِکْرَتی کان نَبُوَد خاسته از طَبْع و دِماغ
نیست در عالَم اگر باشد آن فِکْرَتِ توست ۵
ای دلِ خسته زِ هِجْران و زِ اَسْبابِ دِگَر
هم از او جویْ دَوا را که وَلی نِعْمَتِ توست ۶
ز آن سوی کآمَد مِحْنَت هم ازان سوست دَوا
هم ازو شُبههٔ توست و هم از او حُجَّتِ توست ۷
هم خُمار از میْ آید هم از او دَفْعِ خُمار
هم از او عُسرَتِ توست و هم از او عِشْرَتِ توست ۸
بس که هر مُسْتمِعی را هَوَس و سوداییست
نه همه خَلْقِ خدا را صِفَت و فِطْرَتِ توست ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۱۷ - من پری زادهام و خواب ندانم که کجاست
گوهر بعدی:غزل ۴۱۹ - بوسهیی داد مرا دلبر عیار و برفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.