خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به ناپایداری دنیا و بیثباتی آن اشاره دارد و از بیتوجهی مردم به ارزش واقعی زندگی انتقاد میکند. شاعر با بیان تلخیهای روزگار، از ناشناخته ماندن طبع واقعی دنیا و بیارزشی تلاشهای انسان در آن سخن میگوید.
مفاهیم عمیق فلسفی و انتقادی موجود در متن برای درک و تحلیل، نیاز به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی دارد. نوجوانان در این سن بهتر میتوانند با مضامین انتزاعی و پیچیدهٔ شعر ارتباط برقرار کنند.
رباعی ۸۷۱ - اندیشهٔ دهرت ز چه بگداخت جگر
اندیشهٔ دهرت ز چه بگداخت جگر
طبع تو مزاج دهر نشناخت مگر ۱
پندار که نطفهای نینداخت پدر
انگار که گلخنی نپرداخت قدر ۲
طبع تو مزاج دهر نشناخت مگر ۱
پندار که نطفهای نینداخت پدر
انگار که گلخنی نپرداخت قدر ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۸۷۰ - امروز من از تشنه دهانی و خمار
گوهر بعدی:رباعی ۸۷۲ - ای آمده ز آسمان درین عالم دیر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.