خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این بیتها از حالتی از بیقراری، تشنگی و بیصبری سخن میگوید و خود را مانند انگور افشار در حال رفتوآمد میبیند. او اشاره میکند که با وجود عصارههای شیرین (احتمالاً اشاره به شراب)، هنوز تشنه و ناآرام است.
متن شامل مفاهیم عرفانی و نمادینی مانند شراب و مستی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، تفسیر این مفاهیم نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد.
رباعی ۸۷۰ - امروز من از تشنه دهانی و خمار
امروز من از تشنه دهانی و خمار
نی دل دارم نه عقل و نه صبر و قرار ۱
میآیم و میروم چو انگور افشار
آخر قدح شیره به عصار بسیار ۲
نی دل دارم نه عقل و نه صبر و قرار ۱
میآیم و میروم چو انگور افشار
آخر قدح شیره به عصار بسیار ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۸۶۹ - از عاشق بدنام بیا ننگ مدار
گوهر بعدی:رباعی ۸۷۱ - اندیشهٔ دهرت ز چه بگداخت جگر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.