خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر عشق و ستایش معشوق است که همه چیز، حتی عدم وجود، به او نسبت داده میشود. شاعر در نهایت درمییابد که همه چیز تحت کنترل معشوق است.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد و نیاز به بلوغ فکری دارد.
رباعی ۸۵۴ - هستی اثری ز نرگس مست تو بود
هستی اثری ز نرگس مست تو بود
آب رخ نیستی هم از هست تو بود ۱
گفتم که مگر دست کسی در تو رسد
چون به دیدم که خود همه دست تو بود ۲
آب رخ نیستی هم از هست تو بود ۱
گفتم که مگر دست کسی در تو رسد
چون به دیدم که خود همه دست تو بود ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۸۵۳ - هر موی زلف او یکی جان دارد
گوهر بعدی:رباعی ۸۵۵ - هشدار که فضل حق بناگاه آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.