خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

در این متن، گوینده از عشق و فداکاری سخن می‌گوید و اشاره می‌کند که جان را نمی‌توان به راحتی رها کرد. مخاطب پاسخ می‌دهد که جان را مانند تن نمی‌توان نشان داد. گوینده سپس از کرم و بخشندگی مخاطب می‌گوید و مخاطب با اشاره به سنگینی و ارزش این کرم، او را به سکوت دعوت می‌کند.

این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر می‌توانند با این مفاهیم ارتباط برقرار کنند.

مشاهده کامل

رباعی ۷۹۵ - گفتم جانی به ترک جان نتوان کرد

گفتم جانی به ترک جان نتوان کرد
گفتا جانرا چو تن نشان نتوان کرد ۱

گفتم که تو بحر کرمی گفت خموش
در است چو سنگ رایگان نتوان کرد ۲
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) قالب: رباعی تعداد ابیات: ۲ ۴۳۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:رباعی ۷۹۴ - گفتم بیتی نگار از من رنجید
گوهر بعدی:رباعی ۷۹۶ - گفتم که به من رسید دردت بمزید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.