خلاصه و ردهبندی سنی
16+
دلها به وجد و سماع بیقرار شدهاند، مانند ابر بهاری پر از شراره. شاعر از زهره عیش میخواهد که کف رحمت بگشاید، زیرا مطرب و کفزنها از کار افتادهاند.
متن دارای مفاهیم عرفانی و ادبی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، درک صحیح از اصطلاحات و استعارههای بهکار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
رباعی ۶۹۹ - دلها به سماع بیقرار افتادند
دلها به سماع بیقرار افتادند
چون ابر بهار پر شرار افتادند ۱
ای زهرهٔ عیش کف رحمت بگشای
کاین مطرب و کف و دف ز کار افتادند ۲
چون ابر بهار پر شرار افتادند ۱
ای زهرهٔ عیش کف رحمت بگشای
کاین مطرب و کف و دف ز کار افتادند ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۶۹۸ - دل را بدهم پند که عمدا نرود
گوهر بعدی:رباعی ۷۰۰ - دل هرچه در آشکار و پنهان گوید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.