خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر از عشق الهی و مستی معنوی سخن میگوید. او از یار معنوی خود که با عشق و وفا همراه است، یاد میکند و تأکید میکند که این عشق ازلی و ابدی است و همه چیز را تحت تأثیر قرار میدهد. شاعر همچنین به رابطهی عمیق خود با این عشق و تأثیرات آن بر روح و جان خود اشاره میکند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. مفاهیمی مانند عشق الهی، مستی معنوی و رابطهی انسان با خدا ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
غزل ۳۹۱ - مطربا این پرده زن کان یار ما مست آمدست
مُطربا این پَرده زَن کان یارِ ما مَست آمدست
وانْ حَیاتِ باصَفایِ باوَفا مَست آمدست ۱
گَر لباسِ قَهْر پوشَد چون شَرَر بِشْناسَمَش
کو بدین شیوه بَرِ ما بارها مَست آمدست ۲
آبِ ما را گَر بریزد وَرْ سَبو را بِشْکَنَد
ای برادر دَم مَزَن کاین دَم سَقا مَست آمدست ۳
میفریَبم مَستْ خود را او تَبَسُّم میکُند
کاین سَلیمُ الْقَلْب را بین کَزْ کجا مَست آمدست؟ ۴
آن کسی را میفَریبی کَزْ کَمینه حَرفِ او
آب و آتش بیخود و خاک و هوا مَست آمدست ۵
گُفتَمَش گَر من بِمیرَم تو رَسی بر گورِ من
بَرجَهَم از گورِ خود کانْ خوشْ لِقا مَست آمدست ۶
گفت آن کاین دَم پَذیرد کِی بِمیرَد جانِ او؟
با خدا باقی بود آن کز خدا مست آمدست ۷
عشقِ بیچون بینْ که جان را چون قَدَح پُر میکُند
رویِ ساقی بینْ که خندان از بَقا مَست آمدست ۸
یارِ ما عشق است و هر کَس در جهان یاری گُزید
کَزْ اَلَسْت این عشقْ بیما و شما مَست آمدست ۹
وانْ حَیاتِ باصَفایِ باوَفا مَست آمدست ۱
گَر لباسِ قَهْر پوشَد چون شَرَر بِشْناسَمَش
کو بدین شیوه بَرِ ما بارها مَست آمدست ۲
آبِ ما را گَر بریزد وَرْ سَبو را بِشْکَنَد
ای برادر دَم مَزَن کاین دَم سَقا مَست آمدست ۳
میفریَبم مَستْ خود را او تَبَسُّم میکُند
کاین سَلیمُ الْقَلْب را بین کَزْ کجا مَست آمدست؟ ۴
آن کسی را میفَریبی کَزْ کَمینه حَرفِ او
آب و آتش بیخود و خاک و هوا مَست آمدست ۵
گُفتَمَش گَر من بِمیرَم تو رَسی بر گورِ من
بَرجَهَم از گورِ خود کانْ خوشْ لِقا مَست آمدست ۶
گفت آن کاین دَم پَذیرد کِی بِمیرَد جانِ او؟
با خدا باقی بود آن کز خدا مست آمدست ۷
عشقِ بیچون بینْ که جان را چون قَدَح پُر میکُند
رویِ ساقی بینْ که خندان از بَقا مَست آمدست ۸
یارِ ما عشق است و هر کَس در جهان یاری گُزید
کَزْ اَلَسْت این عشقْ بیما و شما مَست آمدست ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۹۰ - ساربانا اشتران بین سر به سر قطار مست
گوهر بعدی:غزل ۳۹۲ - گر ندید آن شادجان این گلستان را شاد چیست؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.