خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و اشتیاق شدید خود سخن میگوید و از معشوق میخواهد که به او توجه کند و درد و رنجش را پایان دهد.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، درک کامل آن نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک دارد.
رباعی ۶۱۸ - جانا تبش عشق به غایت برسید
جانا تبش عشق به غایت برسید
از شوق تو کارم به شکایت برسید ۱
ارزانکه نخواهی که بنالم سحری
دریاب که هنگام عنایت برسید ۲
از شوق تو کارم به شکایت برسید ۱
ارزانکه نخواهی که بنالم سحری
دریاب که هنگام عنایت برسید ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۶۱۷ - جامی که بگیرم میش انوار بود
گوهر بعدی:رباعی ۶۱۹ - جان باز که وصل او به دستان ندهند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.