خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این بیتها از تجربهی عرفانی و روحانی خود سخن میگوید، جایی که هر چه میبیند یا میگوید، پر از نور و اسرار الهی است. دیدگاه او به جهان آمیخته با عشق و نور معشوق (خدا) است.
محتوا دارای مضامین عرفانی و فلسفی است که درک آن ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد. همچنین، نیاز به آشنایی با ادبیات کهن فارسی دارد.
رباعی ۶۱۷ - جامی که بگیرم میش انوار بود
جامی که بگیرم میش انوار بود
بینی که بگویم همه اسرار بود ۱
در هر طرفی که بنگرد دیدهٔ من
بیپرده مرا ضیاء دلدار بود ۲
بینی که بگویم همه اسرار بود ۱
در هر طرفی که بنگرد دیدهٔ من
بیپرده مرا ضیاء دلدار بود ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۶۱۶ - تیری ز کمانچهٔ ربابی بجهید
گوهر بعدی:رباعی ۶۱۸ - جانا تبش عشق به غایت برسید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.