خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، شاعر از لحظهای عاشقانه و پراحساس سخن میگوید که معشوق نزدیک میشود و او از شرم سرخ میشود. معشوق با رفتار خاص خود باعث میشود شاعر احساساتی شود، اما شاعر خود را در حد آن رفتار نمیبیند.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسن قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
رباعی ۴۹۷ - آن لحظه که آن سرو روانم برسید
آن لحظه که آن سرو روانم برسید
تن زد تنم از شرم چو جانم برسید ۱
او چونکه چنان بد چنانم برسید
من چونکه چنین نیم بدانم برسید ۲
تن زد تنم از شرم چو جانم برسید ۱
او چونکه چنان بد چنانم برسید
من چونکه چنین نیم بدانم برسید ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۴۹۶ - آن کیست که بیرون درون مینگرد
گوهر بعدی:رباعی ۴۹۸ - آن لحظه که از پیرهنت بوی رسد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.