خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به موضوع عشق و رنجهای آن میپردازد. شاعر از عشق به عنوان نیرویی قدرتمند یاد میکند که با وجود سوزش و درد، ارزشمند و شیرین است. او تأکید میکند که فرار از عشق بیفایده است و تنها عشق است که میتواند انسان را به کمال برساند. همچنین، شاعر به اهمیت صبر و تحمل در برابر مشکلات اشاره میکند و از عشق به عنوان راه نجات یاد میکند.
این متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۳۷۱ - گر جام سپهر زهرپیماست
گَر جامِ سِپِهر زَهرپیماست
آن در لبِ عاشقانْ چو حَلْواست ۱
زین واقعه گَر زِ جایْ رفتی
از جایْ بُرو که جایْ این جاست ۲
مَگْریز زِ سوزِ عشق زیرا
جُز آتشِ عشق، دود و سوداست ۳
دودَت نَپَزَد، کُند سیاهَت
در پُختَنَت آتشست کُاسْتاست ۴
پروانه که گِردِ دود گردد
دودآلودست و خام و رُسواست ۵
از خانه و مان به یاد نایَد
آن را که چُنین سَفَر مُهَیّاست ۶
از شهر مگو که در بیابان
موسیست رفیق مَنّ و سَلْواست ۷
صُحبَت چه کُنی؟ که در سَقیمی
هر لحظه طَبیبِ تو مَسیحاست ۸
دلتَنگ خوشَم، که در فَراخی
هر مَسخره را رَهست و گُنجاست ۹
چون خانه دل زِ غَم شود تَنگ
در وِیْ شَهِ دِلْنَواز تنهاست ۱۰
دلْ تَنگ بُوَد، جز او نگُنجَد
تَنگیّ دِلَم اَمان و غوغاست ۱۱
دندانِ عَدو زِ تُرْش کُنْدست
پس روتُرُشی رَهاییِ ماست ۱۲
خاموش که بَحر اگر تُرُش روست
هم مَعدنِ گوهرست و دریاست ۱۳
آن در لبِ عاشقانْ چو حَلْواست ۱
زین واقعه گَر زِ جایْ رفتی
از جایْ بُرو که جایْ این جاست ۲
مَگْریز زِ سوزِ عشق زیرا
جُز آتشِ عشق، دود و سوداست ۳
دودَت نَپَزَد، کُند سیاهَت
در پُختَنَت آتشست کُاسْتاست ۴
پروانه که گِردِ دود گردد
دودآلودست و خام و رُسواست ۵
از خانه و مان به یاد نایَد
آن را که چُنین سَفَر مُهَیّاست ۶
از شهر مگو که در بیابان
موسیست رفیق مَنّ و سَلْواست ۷
صُحبَت چه کُنی؟ که در سَقیمی
هر لحظه طَبیبِ تو مَسیحاست ۸
دلتَنگ خوشَم، که در فَراخی
هر مَسخره را رَهست و گُنجاست ۹
چون خانه دل زِ غَم شود تَنگ
در وِیْ شَهِ دِلْنَواز تنهاست ۱۰
دلْ تَنگ بُوَد، جز او نگُنجَد
تَنگیّ دِلَم اَمان و غوغاست ۱۱
دندانِ عَدو زِ تُرْش کُنْدست
پس روتُرُشی رَهاییِ ماست ۱۲
خاموش که بَحر اگر تُرُش روست
هم مَعدنِ گوهرست و دریاست ۱۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۷۰ - آمد رمضان و عید با ماست
گوهر بعدی:غزل ۳۷۲ - من سر نخورم، که سر گران است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.