خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از جدایی روح از بدن و تبدیل شدن بدن به خاک سخن میگوید. سپس از مخاطب میخواهد که با اشارهای او را از خاک برانگیزاند تا دوباره جان بگیرد.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، تم مرگ و رستاخیز نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
رباعی ۴۷۸ - آن روز که جانم ره کیوان گیرد
آن روز که جانم ره کیوان گیرد
اجزای تنم خاک پریشان گیرد ۱
بر خاک بانگشت تو بنویس که خیز
تا برجهم از خاک و تنم جان گیرد ۲
اجزای تنم خاک پریشان گیرد ۱
بر خاک بانگشت تو بنویس که خیز
تا برجهم از خاک و تنم جان گیرد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۴۷۷ - آن روز که جان خرقهٔ قالب پوشید
گوهر بعدی:رباعی ۴۷۹ - آن روز که چشم تو ز من برگردد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.