خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از عشق و شادیهای گذشته یاد میکند و اکنون احساس میکند که همه چیز مانند باد از بین رفته است. او به بیثباتی زندگی و ناپایداری شرایط اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. درک کامل آن نیاز به تجربه و درک بیشتری از زندگی دارد.
رباعی ۴۷۶ - آن رفت که بودمی من از عشق تو شاد
آن رفت که بودمی من از عشق تو شاد
از عشق تو می نایدم از عشقم یاد ۱
اسباب و علل پیش من آمد همه باد
بر بحر کجا بود ز کهگل بنیاد ۲
از عشق تو می نایدم از عشقم یاد ۱
اسباب و علل پیش من آمد همه باد
بر بحر کجا بود ز کهگل بنیاد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۴۷۵ - آن را منگر که ذوفنون آید مرد
گوهر بعدی:رباعی ۴۷۷ - آن روز که جان خرقهٔ قالب پوشید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.