خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از درد و رنج عشق شکایت میکند و بیان میکند که عشق او خونخوار است و جانش را گرفته است. او به دل خود میگوید که این کار (عشق و رنج ناشی از آن) مربوط به او نیست، بلکه کار خود شاعر است.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند «جان رفتن» و «خونخوار» ممکن است برای برخی سنین نامناسب باشد.
رباعی ۳۸۰ - کس دل ندهد بدو که خونخوار منست
کس دل ندهد بدو که خونخوار منست
جان رفت چه جای کفش و دستار منست ۱
تو نیز برو دلا که این کار تو نیست
این کار منست کار من است کار منست ۲
جان رفت چه جای کفش و دستار منست ۱
تو نیز برو دلا که این کار تو نیست
این کار منست کار من است کار منست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۳۷۹ - گر حلقهٔ آن زلف چو شستت نگرفت
گوهر بعدی:رباعی ۳۸۱ - کس نیست که اندر هوسی شیدا نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.