خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از عشق نافرجام و بیتوجهی معشوق شکایت میکند و اشاره میکند که دشمنانش او را به دلیل این ناکامی مورد تمسخر قرار میدهند.
متن حاوی مفاهیم عاشقانه و احساسی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعارههای شعری ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
رباعی ۳۷۹ - گر حلقهٔ آن زلف چو شستت نگرفت
گر حلقهٔ آن زلف چو شستت نگرفت
تا باده از آن دو چشم مستت نگرفت ۱
می طعنه زنند دشمنانم شب و روز
کز پای درآمدی و دستت نگرفت ۲
تا باده از آن دو چشم مستت نگرفت ۱
می طعنه زنند دشمنانم شب و روز
کز پای درآمدی و دستت نگرفت ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۳۷۸ - گرمای تموز از دل پردرد شماست
گوهر بعدی:رباعی ۳۸۰ - کس دل ندهد بدو که خونخوار منست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.