خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر از آمدن و رفتن عشقش میگوید. عشق ابتدا با شادی میآید، سپس میرود و دوباره بازمیگردد، اما در نهایت برای همیشه میرود. شاعر از عشق میخواهد که بماند، اما عشق پس از مدتی ماندن، رفتنش را از یاد میبرد.
مفاهیم عشق و جدایی در این شعر نیاز به درک و تجربه عاطفی دارد که معمولاً نوجوانان از سن 15 سالگی به بعد بهتر میتوانند با آن ارتباط برقرار کنند. همچنین، زبان شعر کلاسیک فارسی ممکن است برای کودکان کمسنوسال قابل درک نباشد.
رباعی ۳۶۱ - عشقت به دلم درآمد و شاد برفت
عشقت به دلم درآمد و شاد برفت
بازآمد و رخت خویش بنهاد برفت ۱
گفتم به تکلف دو سه روز بنشین
بنشست و کنون رفتنش از یاد برفت ۲
بازآمد و رخت خویش بنهاد برفت ۱
گفتم به تکلف دو سه روز بنشین
بنشست و کنون رفتنش از یاد برفت ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۳۶۰ - عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست
گوهر بعدی:رباعی ۳۶۲ - عشق تو چنین حکیم و استاد چراست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.