خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن بیان میکند که عشق مانند خون در رگها و پوستش جریان یافته و او را از خود خالی کرده و با دوست پر کرده است. تمام وجودش را دوست گرفته و تنها نامی از او باقی مانده و باقی همه دوست است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عشقی است که درک آن ممکن است برای سنین پایین دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
رباعی ۳۶۰ - عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست
عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست
تا کرد مرا تهی و پر کرد ز دوست ۱
اجزای وجود من همه دوست گرفت
نامیست ز من بر من و باقی همه اوست ۲
تا کرد مرا تهی و پر کرد ز دوست ۱
اجزای وجود من همه دوست گرفت
نامیست ز من بر من و باقی همه اوست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۳۵۹ - عشق آمد و توبه را چو شیشه بشکست
گوهر بعدی:رباعی ۳۶۱ - عشقت به دلم درآمد و شاد برفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.