خلاصه و ردهبندی سنی
15+
در این متن، شاعر از دلتنگی و عشق به معشوق سخن میگوید. هنگامی که در مجلس شادی نشسته بود، دلش به یاد معشوق افتاد و جام را از ساقی گرفت و شکست. این رفتار باعث شد که دیگران او را دیوانه بخوانند.
این متن دارای مفاهیم عاطفی و شاعرانه است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و زبان ادبی آن برای مخاطبان با سن بالاتر مناسبتر است.
رباعی ۳۳۰ - دل یاد تو کرد چون به عشرت بنشست
دل یاد تو کرد چون به عشرت بنشست
جام از ساقی ربود و انداخت شکست ۱
شوریده برون جست نه هشیار و نه مست
آوازه درافتاد که دیوانه شده است ۲
جام از ساقی ربود و انداخت شکست ۱
شوریده برون جست نه هشیار و نه مست
آوازه درافتاد که دیوانه شده است ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۳۲۹ - دل رفت و سر راه دل استان بگرفت
گوهر بعدی:رباعی ۳۳۱ - دل یاد تو کرد چون طرب می انگیخت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.