خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر بیان میکند که دل او تنها به عشق و زیبایی گل علاقه دارد و از غم و ناکامیهای دیگر دوری میکند. او به بیحاصلی خود اشاره میکند و تنها راه نجات را در رسیدن به معشوق میداند.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، درک عمیقتر از عشق و رنج نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد.
رباعی ۲۵۰ - بگرفت دلت زانکه ترا دل نگرفت
بگرفت دلت زانکه ترا دل نگرفت
وآنرا که گرفت دل غم گل نگرفت ۱
باری دل من جز صفت گل نگرفت
بیحاصلیم جز ره حاصل نگرفت ۲
وآنرا که گرفت دل غم گل نگرفت ۱
باری دل من جز صفت گل نگرفت
بیحاصلیم جز ره حاصل نگرفت ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۲۴۹ - بگذشت سوار غیب و گردی برخاست
گوهر بعدی:رباعی ۲۵۱ - پس بر به جهانی که چو خون در رگ ماست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.