خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر از لطف و محبت شخصی دیگر سخن میگوید که برای او دعا کرده و از نیکیهای او یاد میکند. شاعر خود را در برابر این لطفها ناتوان از جبران میداند و اشاره میکند که حتی خداوند نیز از نیکیهای آن شخص سخن گفته است. در نهایت، شاعر بیان میکند که شخص مورد نظر، همه شب به عشق و زیبایی او دعا میکند.
این متن دارای مفاهیم عرفانی و ادبی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان شعر کلاسیک و مفاهیم عمیق عشق و تقدیر، نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۳۴۶ - شنیدم مر مرا لطفت دعا گفت
شَنیدم مَر مرا لُطفَت دُعا گفت
برایِ بَندهٔ خود لُطفها گفت ۱
چه گویم من، مُکافاتِ تو ای جان
که نیکیِّ تو را جانا خدا گفت ۲
ولیکِن جانِ این کمتر دُعاگو
همه شب رویِ ماهَت را دُعا گفت ۳
برایِ بَندهٔ خود لُطفها گفت ۱
چه گویم من، مُکافاتِ تو ای جان
که نیکیِّ تو را جانا خدا گفت ۲
ولیکِن جانِ این کمتر دُعاگو
همه شب رویِ ماهَت را دُعا گفت ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۴۵ - بگو ای یار همراز، این چه شیوهست؟
گوهر بعدی:غزل ۳۴۷ - قرار زندگانی آن نگارست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.