این متن شعری است که در آن شاعر از تغییرات و دگرگونیهای ناگهانی در عشق و زندگی شکایت میکند. او از شیوههای جدید و ناشناختهای که در روابط و احساساتش رخ داده است، ابراز تعجب و ناراحتی میکند. شاعر از عشق قدیمی خود یاد میکند و از این که دوباره به عشق روی آورده است، اما این بار با شیوههای متفاوتی روبرو شده است. او از غم و اندوهی که در این مسیر تجربه کرده است، سخن میگوید و از خوانندگان میخواهد که این شور و حال عجیب را ببینند و درک کنند.
این متن شامل مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، موضوعات مربوط به عشق و غم و اندوه نیاز به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری دارد تا به درستی درک شود.
غزل ۳۴۵ - بگو ای یار همراز، این چه شیوهست؟
دِگَرگون گشتهیی باز، این چه شیوهست؟ ۱
عَجَب تُرکِ خوشرَنگ این چه رَنگ است؟
عَجَب ای چَشمِ غَمّاز، این چه شیوهست؟ ۲
دِگَربار این چه دام است و چه دانهست؟
که ما را کُشتی از ناز، این چه شیوهست؟ ۳
دَریدی پَردهٔ ما، این چه پردهست؟
یکی پَرده بَرانداز، این چه شیوهست؟ ۴
مَنَم آن کُهنه عشقی که دِگَربار
گرفتم عشق از آغاز، این چه شیوهست؟ ۵
بِدان آوازْ جان دادن حَلال است
زِهی آوازِ دَمْساز، این چه شیوهست؟ ۶
مُسلمانان شما این شور بینید
که مِثْلَش نیست هَنْباز، این چه شیوهست؟ ۷
شراب و عشق و رَنگم هر سه غَمّاز
یکی پنهانْ سه غمّاز، این چه شیوهست؟ ۸
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.