خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از عشق و دلبستگی به معشوق میگوید و درد دوری و بیاعتنایی او را بیان میکند. همچنین، از طعنههای معشوق درباره عدم وجود اشک در چشمانش گله میکند، اما اشاره میکند که اگرچه اشک در چشمانش نیست، ولی در مژههایش (اشک) وجود دارد.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند.
رباعی ۲۳۸ - پای تو گرفتهام ندارم ز تو دست
پای تو گرفتهام ندارم ز تو دست
درمان ز که جویم که دلم مهر تو خست ۱
هی طعنه زنی که بر جگر آبت نیست
گر بر جگر نیست چه شد بر مژه هست ۲
درمان ز که جویم که دلم مهر تو خست ۱
هی طعنه زنی که بر جگر آبت نیست
گر بر جگر نیست چه شد بر مژه هست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۲۳۷ - با هستی و نیستیم بیگانگی است
گوهر بعدی:رباعی ۲۳۹ - پائی که همی رفت به شبستان سر مست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.