خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این شعر از مولانا سوالاتی فلسفی درباره هویت و ارتباط انسان با خدا و خودش مطرح میکند. شاعر از خواننده میپرسد که چگونه میتواند با وجود خودمحوری به خدا برسد، چرا با وجود بیگانگی درونش به دنبال آشناست، و چرا مانند سایه از منبع نور (خورشید) جدا شده است.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. درک این متن نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با مفاهیم انتزاعی دارد.
رباعی ۱۶۹ - تا با خودی، ای خواجه، خدا چون گردی؟
تا با خودی، ای خواجه، خدا چون گردی؟
بیگانه سرشتی آشنا چون گردی؟ ۱
جز سایهٔ خویشتن نمیبینی تو
ای سایه، ز خورشید جدا چون گردی؟ ۲
بیگانه سرشتی آشنا چون گردی؟ ۱
جز سایهٔ خویشتن نمیبینی تو
ای سایه، ز خورشید جدا چون گردی؟ ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۶۸ - در عشق تو از سر بنهادم هستی
گوهر بعدی:رباعی ۱۷۰ - اقبال سعادت به ازینت بودی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.