خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و وابستگی خود به معشوق سخن میگوید و خود را در مقابل او کوچک و ناچیز میداند. او از گمشدن خود در عشق و نیاز به توجه معشوق میگوید.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای سنین پایینتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و زبان شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
رباعی ۱۱۸ - من خاک درم، تو آفتابی، ای دل
من خاک درم، تو آفتابی، ای دل
نشگفت که بر سرم بتابی، ای دل ۱
من گم شدم از خود که ترا یافتهام
دریاب، که مثل من نیایی، ای دل ۲
نشگفت که بر سرم بتابی، ای دل ۱
من گم شدم از خود که ترا یافتهام
دریاب، که مثل من نیایی، ای دل ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۱۷ - کرد از دل صافی برت این آب درنگ
گوهر بعدی:رباعی ۱۱۹ - دیگر ز شراب شوق مستی، ای دل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.