خلاصه و ردهبندی سنی
14+
شاعر از آب روان میگوید که ابتدا صاف و آرام بود و دست نوازشگر او را میبوسید، اما اکنون که نشانههای سرکشی و کجروی در آن دیده، آن را رها کرده تا بر سنگها بکوبد.
متن دارای مفاهیم تمثیلی و انتزاعی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده مانند 'بوسیدن دست' و 'کجروی' برای مخاطبان کمسنوسال ناملموس است.
رباعی ۱۱۷ - کرد از دل صافی برت این آب درنگ
کرد از دل صافی برت این آب درنگ
تا دست تو بوسد چو بدو یازی چنگ ۱
اکنون که نشان کژروی دیدی ازو
بگذاشتهای که میزند بر سر سنگ ۲
تا دست تو بوسد چو بدو یازی چنگ ۱
اکنون که نشان کژروی دیدی ازو
بگذاشتهای که میزند بر سر سنگ ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۱۶ - ای بدر فلک گرفته از رای تو رنگ
گوهر بعدی:رباعی ۱۱۸ - من خاک درم، تو آفتابی، ای دل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.