خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر به شمعی مست نزدیک میشود و از دلتنگی و غصه خود میگوید. شمع پاسخ میدهد که امروز دلش از این غصهها رها شده است.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و احساسی است که برای درک بهتر نیاز به تجربهی زندگی و بلوغ فکری دارد.
رباعی ۱۰۸ - رفتم بر آن شمع چگل مست امروز
رفتم بر آن شمع چگل مست امروز
گفتم که: مرا با تو سری هست امروز ۱
گفتم که: ز غصه کی رهد؟ دل گفتا:
حالی دلت از غصهٔ ما رست امروز ۲
گفتم که: مرا با تو سری هست امروز ۱
گفتم که: ز غصه کی رهد؟ دل گفتا:
حالی دلت از غصهٔ ما رست امروز ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۰۷ - بس شب که به روز بردم، ای شمع طراز
گوهر بعدی:رباعی ۱۰۹ - ای داده به بازی دل من، جان را نیز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.