خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این بیتها از عشق و احساسی عمیق سخن میگوید که بیان آن هم دشوار است و هم پنهان کردنش. او به خواستهای اشاره میکند که نه میتوان آن را آشکارا بیان کرد و نه میتوان آن را پنهان نگه داشت. همچنین، به پرسشی اشاره میشود که پاسخ دادن به آن با وجود تمایل، اکنون بسیار سخت شده است.
محتوا شامل مفاهیم عاطفی و عاشقانهای است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، زبان شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
رباعی ۱۸ - از لعل تو کام دل و جان نتوان خواست
از لعل تو کام دل و جان نتوان خواست
فاشش نتوان گفت و نهان نتوان خواست ۱
پرسش کردی به یک زبانم شب دوش
و آن عذر کنون به صد زبان نتوان خواست ۲
فاشش نتوان گفت و نهان نتوان خواست ۱
پرسش کردی به یک زبانم شب دوش
و آن عذر کنون به صد زبان نتوان خواست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۷ - خال تو به هر حال پسندیدهٔ ماست
گوهر بعدی:رباعی ۱۹ - در سینه ز دست دل جگر تابیهاست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.