خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از عشق نافرجام و رنجهای عاطفی خود میگوید، جایی که معشوق از او بیزار شده و او با دردهای فراوان روبرو است.
متن حاوی مفاهیم عاطفی عمیق و دردهای عشق نافرجام است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک یا مناسب نباشد.
رباعی ۳۷۲ - آن بت که به دست غم گرفتارم ازو
آن بت که به دست غم گرفتارم ازو
وز دست همی درگذرد کارم ازو ۱
بیزار شدست از من و من زارم ازو
دل نی و هزار درد دل دارم ازو ۲
وز دست همی درگذرد کارم ازو ۱
بیزار شدست از من و من زارم ازو
دل نی و هزار درد دل دارم ازو ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۳۷۱ - آن دل که نشان نیست مرا در بر ازو
گوهر بعدی:رباعی ۳۷۳ - کسری که کمان عدل او کرد به زه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.