خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از درد و رنجی که در دل دارد سخن میگوید و بیان میکند که این درد همچون دود بر زندگی او سایه افکنده است. او این درد را به عنوان سختترین و ناگوارترین تجربه زندگی خود توصیف میکند.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و بیان درد و رنج است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک یا مناسب نباشد. همچنین، درک کامل زیباییهای ادبی و معنایی آن ممکن است به بلوغ فکری و تجربه بیشتری نیاز داشته باشد.
رباعی ۳۷۱ - آن دل که نشان نیست مرا در بر ازو
آن دل که نشان نیست مرا در بر ازو
جز درد و به درد میزنم بر سر ازو ۱
بازآمد و محنتی درافکنده چو دود
هرگز نبود حرام روزی تر ازو ۲
جز درد و به درد میزنم بر سر ازو ۱
بازآمد و محنتی درافکنده چو دود
هرگز نبود حرام روزی تر ازو ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۳۷۰ - دست تو که جود در سجود آید ازو
گوهر بعدی:رباعی ۳۷۲ - آن بت که به دست غم گرفتارم ازو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.