خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از عشق و اشتیاق شدید به معشوق سخن میگوید و بیان میکند که این عشق، عقل و خردش را از او گرفته و او را در طلب دیدار معشوق بیقرار کرده است.
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که درک کامل آن ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات دارد.
رباعی ۲۹۹ - سودای تو بیرون شده یکسر ز سرم
سودای تو بیرون شده یکسر ز سرم
وز کوی تو ببرید خرد رهگذرم ۱
دست طلب تو باز در کوفت درم
تا با سر کار برد بار دگرم ۲
وز کوی تو ببرید خرد رهگذرم ۱
دست طلب تو باز در کوفت درم
تا با سر کار برد بار دگرم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۲۹۸ - زلف تو دلم برد و به جان در خطرم
گوهر بعدی:رباعی ۳۰۰ - چون روی ندارم که به رویت نگرم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.