خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از عشق و دلباختگی به معشوق سخن میگوید و بیان میکند که زلف معشوق دلباختهاش کرده و او را در خطر انداخته است. با این حال، از ترس، جرئت نزدیک شدن به معشوق را ندارد و از او میخواهد که برای لحظهای خود را نشان دهد تا از دور به او بنگرد.
این متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعر کلاسیک فارسی ممکن است برای سنین پایینتر دشوار باشد.
رباعی ۲۹۸ - زلف تو دلم برد و به جان در خطرم
زلف تو دلم برد و به جان در خطرم
گیرم که ز بیم پی به زلفت نبرم ۱
باری دمی از زیر کله بیرون کن
چندان که ز دور در دل خود نگرم ۲
گیرم که ز بیم پی به زلفت نبرم ۱
باری دمی از زیر کله بیرون کن
چندان که ز دور در دل خود نگرم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۲۹۷ - روزی که به حیلت به شب تیره برم
گوهر بعدی:رباعی ۲۹۹ - سودای تو بیرون شده یکسر ز سرم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.