خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از ناکامیها و آرزوهای برآورده نشده خود میگوید. او از طولانی شدن عمر بدون دستیابی به خواستهها و نرسیدن به مرادهایش شکایت دارد و افسوس میخورد که چرا به قناعت روی نیاورده است.
مفاهیم عمیق فلسفی و عاطفی موجود در شعر مانند ناکامیهای زندگی و تأمل در مورد قناعت، برای درک بهتر به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. نوجوانان در این سن بهتر میتوانند با این مفاهیم ارتباط برقرار کنند.
رباعی ۲۲۱ - شد عمر و زمانه را جوادی نرسید
شد عمر و زمانه را جوادی نرسید
وز نامهٔ آرزو سوادی نرسید ۱
دستی که به دامن قناعت نزدیم
دردا که به دامن مرادی نرسید ۲
وز نامهٔ آرزو سوادی نرسید ۱
دستی که به دامن قناعت نزدیم
دردا که به دامن مرادی نرسید ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۲۲۰ - گفتم ز فراق یاسمن میگرید
گوهر بعدی:رباعی ۲۲۲ - گویی که میفکن دبه در پای شتر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.