خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر از شب و روز و گذر زمان سخن میگوید و احساس خود را نسبت به این تغییرات بیان میکند. او از شب و روز به عنوان پردههایی یاد میکند که برمیخیزند و فرو میافتند و به زندگی انسانها معنا میبخشند.
متن دارای مفاهیم فلسفی و انتزاعی است که درک آن برای کودکان دشوار است. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با این مفاهیم ارتباط برقرار کنند.
رباعی ۱۱۸ - صد پرده شبی فلک ز من بردارد
صد پرده شبی فلک ز من بردارد
تا روز چو شب زپرده بیرون آرد ۱
ار دست شب و روز به شب بگریزد
هر کس که چو روز من شبی بگذارد ۲
تا روز چو شب زپرده بیرون آرد ۱
ار دست شب و روز به شب بگریزد
هر کس که چو روز من شبی بگذارد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۱۷ - این عمر که سرمایهٔ ملکیست نه خرد
گوهر بعدی:رباعی ۱۱۹ - خود عهد کسی کسی چنین بگذارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.