این متن شعری است که در آن شاعر از زیباییهای طبیعت، شراب، و دوستی سخن میگوید. او از لحظات خوشی که در کنار دوستان و با نوشیدن شراب صاف و خالص سپری میشود، یاد میکند و به عشق و وفاداری به معشوق اشاره میکند. شاعر همچنین از زیبایی و جمال معشوق و محافظت او از بلایا و مرگ سخن میگوید و در پایان، از خداوند میخواهد که زمینی را که معشوق بر آن قدم میگذارد، سیراب کند.
این متن شامل مفاهیمی مانند شراب و عشق است که ممکن است برای مخاطبان زیر 18 سال مناسب نباشد. همچنین، درک کامل مفاهیم عمیق و عاطفی شعر ممکن است نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری داشته باشد.
غزل ۲۶۹ - تعالوا بنا نصفوا نخلی التدللا
وَ مِنْ لَحْظِکُمْ نُجْلِی الْفُوادَ مِنَ الْجِلا ۱
نَعُودُ اِلی صَفْوِ الرَّحیقِ بِمَجْلِسٍ
تُدارُو بِنَا الکاساتُ تَتْلُو عَلَی الْوِلا ۲
رَحِیقاَ رَقیقاً صافِیاً مُتَلالا
فَنَخْلوا بِها یَوْماً وَ یَوْماً عَلَی الْمَلا ۳
شَراباً اِذا ما یَنْشُرُ الرِّیحُ طیْبَها
تَحِنُّ اِلَیْهَا الْوَحْشُ مِنْ جانِبِ الْفَلا ۴
خَوابِی الْحُمَیْرا اِفْتَحُوها لِعِشْرَةٍ
بِمِفْتاحِ لُقْیاکُمْ لِیَرْخُصَ ما غَلا ۵
یُتابِعُ سُکْرُ الرّاحِ سُکْرَ لِقائِکُمْ
فَیَسْکَرَ مَنْ یَهْوی وَ یَفْنیَ مَنْ قَلا ۶
اُنا شِدُکُمْ بِاللّهِ تَعْفُوْنِ اِنَّنی
لَقَدْ ذُبْتُ بِالْاَشْواقِ وَ الْحُبِّ وَ الْوَلا ۷
لِمَولی تَری فی حُسْنِهِ وَ جَمالِهِ
اَماناً مِنَ الافاتِ وَالمَوْتِ وَالبَلا ۸
سَقَی اللّهُ اَرْضاً شَمْسُ دِینٍ یَدُوسُها
کَلَا اللّهُ تَبْریزاً بِاَحْسَنِ ما کَلا ۹
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.