خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر از ناامیدی و ترس از آینده میگوید، چرا که امیدهایش بر باد رفته و از روزگار خود شادی ندیده است. او از این میترسد که روزگارش به پایان برسد و نتواند از آن دادخواهی کند.
مفاهیم عمیق و انتزاعی مانند ناامیدی، ترس از آینده و پرسشهای فلسفی دربارهٔ زمان و روزگار، برای درک و ارتباط نیاز به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی دارد که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد شکل میگیرد.
رباعی ۱۰۳ - دادم به امید روزگاری بر باد
دادم به امید روزگاری بر باد
نابوده ز روزگار خود روزی شاد ۱
زان میترسم که روزگارم نبود
چونان که ز روزگار بستانم داد ۲
نابوده ز روزگار خود روزی شاد ۱
زان میترسم که روزگارم نبود
چونان که ز روزگار بستانم داد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۰۲ - از چرخ که کامی به مرادم ننهاد
گوهر بعدی:رباعی ۱۰۴ - جوهر که ز ایزدش همی نامد یاد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.