این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و اشتیاق به معشوق و نیاز به وصال او سخن میگوید. شاعر با استفاده از عباراتی مانند «قم فاسقنیها» (برخیز و به من بنوشان) و «الله واقی و السعد ساقی» (خدا نگهدار و ساقی خوشبختی است)، احساسات عمیق خود را نسبت به معشوق و نیاز به وصال او بیان میکند. همچنین، شاعر از تشنگی و بیقراری خود برای رسیدن به معشوق سخن میگوید و از ساقی میخواهد که او را سیراب کند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و عبارات قدیمی و ادبی ممکن است برای نوجوانان چالشبرانگیز باشد. بنابراین، این متن برای مخاطبان بالای 16 سال که توانایی درک مفاهیم پیچیدهتر را دارند، مناسب است.
غزل ۲۶۵ - راح بفیها و الروح فیها
کَمْ اَشْتَهیها، قُمْ فَاسْقِنیها ۱
این رازِ یاراست، این نازِ یاراست
آوازِ یار است، قُمْ فاسْقِنیها ۲
اَدْرَکْتُ ثاریْ، قَبَّلْتُ جاری
فَازْدادَ ناری، قُمْ فَاسْقِنیها ۳
لب بوسه بَر شُد، جُفتِ شِکَر شُد
خود تشنه تَر شُد، قُمْ فَاسْقِنیها ۴
اللّهُ واقیِ وَ السَّعْدُ ساقی
نِعْمَ التَّلاقی، قُمْ فَاسْقِنیها ۵
هر چند یارَم، گیرد کِنارَم
من بیقَرارم، قُمْ فَاسْقِنیها ۶
ساقی مُواسی، یَسْخُوا بِکاسی
یَحْلِفْ بِراسی، قُمْ فَاسْقِنیها ۷
در گوشِ من بادْ خوش مُژدهیی داد
زان سَروِ آزاد، قُمْ فَاسْقِنیها ۸
کَاْسا اَداری، عَقْلُ السُّکاری
مِنْهُمْ تَواری، قُمْ فَاسْقِنیها ۹
میْ گفت من خَوش، وِیْ گفت میچَش
ما در کَشاکَش، قُمْ فَاسْقِنیها ۱۰
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.