خلاصه و ردهبندی سنی
15+
در این متن، شاعر از دلبستگی و گرفتاری در دام عشق میگوید. صبر نیز به عنوان یک عنصر حاضر میشود و اعلام میکند که میخواهد خون غم را بریزد. در نهایت، شخصیت اصلی از دست غم فرار میکند.
مفاهیم عمیق عاشقانه و عاطفی موجود در متن برای درک و ارتباط نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
رباعی ۱۴ - دل باز چو بر دام غم عشق آویخت
دل باز چو بر دام غم عشق آویخت
صبر آمد و گفت خون غم خواهم ریخت ۱
بس برنامد که دامن اندر دندان
از دست غم آخر به تک پای گریخت ۲
صبر آمد و گفت خون غم خواهم ریخت ۱
بس برنامد که دامن اندر دندان
از دست غم آخر به تک پای گریخت ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۳ - بس شب که به روز بردم اندر طلبت
گوهر بعدی:رباعی ۱۵ - ای گشته ضمیر چون بهشت از یادت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.