خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر از عشق و اشتیاق به وصال معشوق الهی سخن می‌گوید. او از رنج‌ها و مصائب عشق، مانند فراق و شهادت، صحبت می‌کند و در نهایت به وصال و رهایی از دنیای مادی اشاره می‌کند. شاعر از مفاهیمی مانند جنت، فردوس، و زندان دنیوی استفاده می‌کند تا حالات روحانی خود را بیان کند.

این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

غزل ۲۳۰ - ز سوز شوق دل من، همی‌زند عللا

زِ سوزِ شوقْ دلِ من، هَمی‌زَنَد عَلَلا
که بوک دَررَسَدَش از جَنابِ وَصلْ صَلا ۱

دل است هَمچو حسین و فِراقْ هَمچو یَزید
شهید گشته دو صد رَه، به دشتِ کَرْب و بَلا ۲

شهید گشته به ظاهر، حَیات گشته به غَیب
اسیر در نَظَرِ خَصْم و خُسروی به خَلا ۳

میان جَنَّت و فردوسِ وَصلِ دوست مُقیم
رَهیده از تَکِ زندانِ جوع و رُخْص و غَلا ۴

اگر نه بیخِ درختش درونِ غَیبْ مَلی ست
چرا شکوفه وَصلَشْ شِکُفته است مَلا ۵

خَموش باش و زِ سویِ ضَمیرْ ناطِق باش
که نَفْسِ ناطِقِ کُلّی بگویَدَت اَفَلا ۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۲۹ - شراب داد خدا مر مرا، تو را سرکا
گوهر بعدی:غزل ۲۳۱ - سبک تری تو از آن دم که می‌رسد ز صبا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.