خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و وفاداری به معشوق خود سخن میگوید. او از درد جدایی و آتش عشق درون خود میگوید و از معشوق میخواهد که به او بازگردد. شاعر همچنین از نالهها و دردهای خود سخن میگوید و از معشوق میخواهد که به او توجه کند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی داشته باشد.
غزل ۲۲۷ - به جان پاک تو ای معدن سخا و وفا
به جانِ پاکِ تو ای مَعْدنِ سَخا و وَفا
که صبر نیست مرا بیتو ای عزیز، بیا ۱
چه جایِ صبر که گَر کوهِ قاف بود این صبر
زِ آفتابِ جُدایی، چو برف گشت فَنا ۲
زِ دورِ آدم تا دورِ اَعْوَرِ دَجّال
چو جانِ بَنده نبودست، جانْ سِپُرده تو را ۳
تو خواه باور کُن یا بگو که نیست چُنین
وَفایِ عشق تو دارم، به جانِ پاکِ وَفا ۴
مَلامَتَم مکنید اَرْ دراز میگویم
بُوَد که کشف شود حالِ بَنده پیشِ شما ۵
که آتشیست که دیگِ مرا هَمیجوشَد
کَز او شِکاف کُند گَر رَسَد به سَقفِ سَما ۶
اگر چه سَقفِ سَما ز آفتاب و آتشِ او
خَلَلْ نکرد و نگشت از تَفَش سِیَه سیما ۷
رَوان شُدهست یکی جویِ خون زِ هستیِ من
خَبَر ندارم من کَزْ کجاست تا به کجا ۸
به جو چه گویم کی جو مَرو، چه جنگ کُنم؟
بُرو بگو تو به دریا مَجوش ای دریا ۹
به حقِّ آن لبِ شیرین که میدَمی در من
که اختیار ندارد به ناله این سُرنا ۱۰
خَموش باش و مَزَن آتش اَنْدَر این بیشه
نمیشَکیبی، مینال پیشِ او تنها ۱۱
که صبر نیست مرا بیتو ای عزیز، بیا ۱
چه جایِ صبر که گَر کوهِ قاف بود این صبر
زِ آفتابِ جُدایی، چو برف گشت فَنا ۲
زِ دورِ آدم تا دورِ اَعْوَرِ دَجّال
چو جانِ بَنده نبودست، جانْ سِپُرده تو را ۳
تو خواه باور کُن یا بگو که نیست چُنین
وَفایِ عشق تو دارم، به جانِ پاکِ وَفا ۴
مَلامَتَم مکنید اَرْ دراز میگویم
بُوَد که کشف شود حالِ بَنده پیشِ شما ۵
که آتشیست که دیگِ مرا هَمیجوشَد
کَز او شِکاف کُند گَر رَسَد به سَقفِ سَما ۶
اگر چه سَقفِ سَما ز آفتاب و آتشِ او
خَلَلْ نکرد و نگشت از تَفَش سِیَه سیما ۷
رَوان شُدهست یکی جویِ خون زِ هستیِ من
خَبَر ندارم من کَزْ کجاست تا به کجا ۸
به جو چه گویم کی جو مَرو، چه جنگ کُنم؟
بُرو بگو تو به دریا مَجوش ای دریا ۹
به حقِّ آن لبِ شیرین که میدَمی در من
که اختیار ندارد به ناله این سُرنا ۱۰
خَموش باش و مَزَن آتش اَنْدَر این بیشه
نمیشَکیبی، مینال پیشِ او تنها ۱۱
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲۶ - برفت یار من و یادگار ماند مرا
گوهر بعدی:غزل ۲۲۸ - بیار آن که قرین را سوی قرین کشدا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.