شاعر در این متن به بیان عشق و وفاداری بیحد خود به معشوق میپردازد. او از بیخوابی و بیاشتهایی خود در راه خدمت به معشوق سخن میگوید و خاک پای معشوق را برتر از بهترین زینتها میداند. شاعر معتقد است که آفرینش در برابر همت معشوق بیارزش است و شعری که در ستایش معشوق سروده، جاودانه خواهد ماند. همچنین، او از عشق سوزان خود میگوید که ذهنش را مانند آب زر، پاک و درخشان کرده است.
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و ادبی است که درک آن به بلوغ فکری و شناختی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۶۲ - گشتهام بینظیر تا که ترا
به عنایت به سوی من نظرست ۱
که مرا در وفای خدمت تو
نه به شب خواب و نه بهروز خورست ۲
خاک سم ستور تو بر من
بهتر از توتیای چشم سرست ۳
زانکه دانم که پیش همت تو
آفرینش به جمله بیخطرست ۴
شعرم اندر جهان سمر زان شد
که شعار تو در جهان سمرست ۵
زاتش عشق سیم نیست مرا
خاطرم لاجرم چو آب زرست ۶
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.