خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

متن درباره فردی است که از دوستش درخواست‌های مختلفی مانند بخشندگی و فرستادن هیزم دارد. در نهایت، پس از مستی، درخواست‌هایش تغییر می‌کند و از دوستش می‌خواهد اگر چیزی خشک نیست، تر بفرستد. در پایان، غلامی فرستاده می‌شود و اشاره‌ای به دریافت پول می‌شود.

متن شامل اشاراتی به مستی و طنز پیچیده است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال نامناسب باشد. درک کامل آن نیز نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد.

مشاهده کامل

شمارهٔ ۶۰ - مطایبه در موفق سبعی

از آن سپس که به تعریض یک دوبارم رفت
که مردمی کن و بخشیده بی‌جگر بفرست ۱

صفی موفق سبعی چو بارها می‌گفت
که گرت هیزم هر روزه نیست خر بفرست ۲

شبی به آخر مستی به طیبتش گفتم
که آنچه گفتی ار خشک نیست تر بفرست ۳

غلام را بفرستاد بامداد پگاه
نه زان قبل که ستوری پگاه تر بفرست ۴

بگویم از چه جهت گفت خواجه می‌گوید
که آن حدیث به دست آمدست زر بفرست ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۹ - عاقلا از سر جهان برخیز
گوهر بعدی:شماره ۶۱ - به خدایی که در دوازده میل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.