خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری از فریدالدین کاتب است که به موضوعاتی مانند رنج، اسارت، امید و مقاومت در برابر سختیها میپردازد. شاعر از شرایط دشوار و گرمای سوزان صحبت میکند و اشاره میکند که با وجود تمام مشکلات، امید و عشق همچنان زنده است. در پایان، او برای نفس عالی آرزوی مصون ماندن از حوادث را دارد.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از واژهها و ترکیبات قدیمی ممکن است نیاز به توضیح داشته باشند، بنابراین مناسب سنین نوجوانی به بالا است.
شمارهٔ ۴۹ - شراب خواهد
فریدالدین کاتب دام عزه
مگر چون ده منی سیکیش بردست ۱
به گرمایی چنین در چار طاقش
به دست چار خوارزمی سپردست ۲
بنتوانی شنید آخر که گویند
که آن صافی سخن محبوس دردست ۳
به آبی چند آبش باز روی آر
اگر دانی که آن آتش نمردست ۴
مصون باد از حوادث نفس عالیت
الا تا نقش گیتی ناستردست ۵
مگر چون ده منی سیکیش بردست ۱
به گرمایی چنین در چار طاقش
به دست چار خوارزمی سپردست ۲
بنتوانی شنید آخر که گویند
که آن صافی سخن محبوس دردست ۳
به آبی چند آبش باز روی آر
اگر دانی که آن آتش نمردست ۴
مصون باد از حوادث نفس عالیت
الا تا نقش گیتی ناستردست ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۸ - به خدایی که از کمان قضا
گوهر بعدی:شمارهٔ ۵۰ - در شکایت دوری از بزم مخدوم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.